برای درک عمیقتر رالی فعلی طلا، باید به مکانیزم مداخله خزانهداری آمریکا در بازار اوراق قرضه نگاهی دقیقتر بیندازیم. همانطور که پیشتر در تحلیل «بیداری نگهبان خفته؛ پایان ۱۴ سال سرکوب مالی در بازار اوراق قرضه آمریکا» اشاره کرده بودیم، بازار اوراق قرضه دولتی ایالات متحده با چالشهای ساختاری جدی مواجه است. افزایش حجم بدهی به بالای ۴۰ تریلیون دلار (به گزارش منبع) و جهش بازدهی اوراق بلندمدت، خزانهداری را در موقعیت دشواری قرار داده است.
مداخله اخیر خزانهداری برای دو برابر کردن بازخرید اوراق به ۴ میلیارد دلار (به گزارش منبع)، در واقع تلاشی برای کنترل منحنی بازدهی (Yield Curve Control) به صورت غیررسمی است. وقتی خزانهداری اوراق بلندمدت خود را بازخرید میکند، تقاضای مصنوعی ایجاد کرده و مانع از سقوط قیمت اوراق (و در نتیجه جهش بیشتر بازدهی آنها) میشود. این اقدام اگرچه در کوتاهمدت بازار مسکن و وامهای بانکی را نجات میدهد، اما سیگنالی بسیار منفی به بازار ارز مخابره میکند: نگرانی از کاهش ارزش ذاتی دلار (Currency Debasement).

از سوی دیگر، سوسیته ژنرال به درستی به تغییر ساختار تقاضای طلا اشاره میکند. بر خلاف دهههای گذشته که صندوقهای ETF و معاملهگران سفتهباز جهت قیمت طلا را تعیین میکردند، اکنون بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور به عنوان خریداران استراتژیک وارد میدان شدهاند. این تغییر رفتار، کف قیمتی طلا را به شدت بالا برده است. حتی در شرایطی که شاخص وزنی دلار (Broad) بر اساس دادههای FRED در سطح بالا یعنی ۱۱۸.۰۶ واحد قرار دارد و نرخ بهره واقعی مثبت است، طلا سرسختی بیسابقهای نشان میدهد. این پدیده تاییدکننده تحلیل دیگر ما با عنوان «تلاقی خرید اوراق خزانهداری و جکسون هول؛ چرا بازگشت پرقدرت طلا و نقره آغاز شده است؟» است که در آن به آغاز یک رالی تاریخی بر بستر فرسایش اعتماد به داراییهای سنتی بدون ریسک اشاره شده بود.


نظرات کاربران (۰)
هنوز دیدگاهی برای این صفحه ثبت نشده. اولین نفری باشید که نظرتان را مینویسید؛ دیدگاه شما پس از بررسی منتشر میشود.